استاندارد مديريت پروژه Project Management Body Of Knowledge (PMBOK)
مدیریت پروژه بکارگیری دانش, مهارت, ابزار, تکنیک و ... در ادارهی اجرای فعالیتهاست که برای رفع نیازهای پروژه در چرخهی حیات آن، یعنی انجام فعالیتهای آغازین, برنامه ریزی, اجرایی, کنترلی و پایانی است (فرايندهاي مديريت پروژه).
PMBOK مرجع استاندارد مدیریت پروژهی موسسه PMI برای تجربیات و اسناد پروژه در حوزههای مختلف میباشد. محتویات این راهنما بر اساس تئوری سیستمهای کلاسیک بنا شدهاست و از مدل ساده و پایهای ورودی – پردازش – خروجی استفاده میکند. استفاده از این رویکرد مستلزم تعریف تعداد زیادی فرایند برای مدیریت یک پروژه است که این فرایندها تقریبا برای هر حوزهی دانش تکرار میشوند. همچنین تعداد بسیار بیشتری ورودی و خروجی باید تعریف شود.
چالش نهايي براي مديريت پروژه آن است كه فرايندي قابل تكرار را بيابيم و به گونهاي آن را درون سازمان معرفي كنيم كه بخشهاي مختلف سازمان، آن را پذيرفته و از مزاياي آن پشتيباني كنند. كليد بهترين عملكرد در مديريت پروژه، به چگونگي انجام و اجراي آن پروژه بستگي دارد. پروژهها از عمليات استاندارد قابل تكرار بهرهمند خواهد شد.
بهترين تجربيات مديريت پروژه به دوازده گونهي متفاوت نوشته شدهاند. PMBOK اين تجربيات را به سي و هفت ناحيهي كليدي انجام فرايند تقسيم ميكند. گستردگي اين نواحي و چهارچوب به گونهايست كه بيشتر پروژهها پيش از آن كه مدير پروژه موفق به شناسايي تمامي ناحيههاي ياد شده شود، به پايان ميرسند. PMBOKمديراني را برميگزيند كه از اهميت هر ناحيه به اندازهي كافي اطلاعات داشته باشند.
متاسفانه، چرخههاي كنوني حيات (انجام فعالیتهای آغازین, برنامه ریزی, اجرایی, کنترلی و پایانی) به طور موثري از جزييات اشاره شده در PMBOK پشتيباني نميكنند. قابليت تغيير در اين جا از اهميت حياتي و ويژهاي برخوردار است. به منظور برنامهريزي و اجراي موثر، بايد اين چرخه را با فازهاي كوچك و قابل تكرار تقسيم كرد كه براي دستيابي به اهداف مورد نظر پروژه مناسب باشند.
چهارچوب مديريت پروژه:
فهمیدن و درک همهی این جزئیات چالشی بزرگ برای هر خواننده بهخصوص برای کسانی که میخواهند از آن برای یک پروژهی عملی استفاده کنند, میباشد. به طور قطع PMBOK یک متدولوژی مدیریت پروژه نیست. بلکه فقط چیزهایی است که یک مدیر پروژه باید بداند. هرچند عدهی زیادی سعی میکنند از این راهنما به عنوان یک متدولوژی در پروژهی خود استفاده کنند.
خوشحال می شم اگه نظر بدید ![]()
متد ارزش كسب شده Earned Value Management System (EVMS)
يكي اساسيترين تكنيكهاي كنترل هزينه است و روشي براي اندازهگيري و ارزيابي پيشرفت واقعي پروژه بر اساس كار انجام شده، زمان سپري شده و هزينهها است. اين روش كمك ميكند كه تا با مقايسه برنامه اوليه و پيشرفت واقعي ميزان بهرهوري پروژه مورد ارزيابي قرار گيرد. با تهيه تصويري گويا از وضعيت پروژه و محاسبهي مقدار ارزش بدستآمده، ميتوان برنامه اوليه را با وضعيت واقعي انجام امور مقايسه كرد و به ارزيابي روشنتري از روند پيشرفت پروژه دستيافت.
متد ارزش بدستآمده بر اساس محاسبه و بررسي پارامترهاي زير شكل ميگيرد:
مفاهيم اوليه روش ارزش بدستآمده با ترسيم نمودار S بخوبي روشن ميشوند. با مقايسه پارامترهاي فوق در نمودار S به نحو موثري ميتوان روند پيشرفت پروژه را بررسي كرد
در اين روش يك بودجه براي پروژه در نظر گرفته ميشود, سپس هزينههاي آن كنترل ميشود. يا اين كه بودجه به هفته, ماه و یا سال شكسته ميشود و هربار مقدار واقعي هزينه با بودجهي در نظر گرفته شده مقايسه شود. بدین ترتیب يك منحني بودجه بدست مي آيد.
اگر پروژه مطابق با زمانبندي جلو رفته باشد, منحني هزینهها، اطلاعات لازم در مورد وضعيت بودجه را نشان میدهد. اما اگر پروژه از زمانبندي عقبتر باشد, مدير پروژه نميتواند وضعيت پروژه را از نمودار درك كند و بيان وضعيت واقعي با اعداد غير ممكن خواهد بود.
وقتي پروژهاي بسيار بزرگ يا پيچيده باشد, نمي توان فهميد كه كدام يك از اجزاي پروژه در انحراف منحني سهم داشته اند. EVMS يكي از راههايي است كه زمانبندي وهزينه را به هم ربط ميدهد وآنها را به صورتي ارائه ميكند كه تحليل مديريت روي آن آسان باشد. در واقع EVMS يك تصوير يكپارچه از عملكرد و كارايي هزينه و زمان بندي را ميدهد.
اصول EVMS
EVMS سه نوع اطلاعات را با هم مقايسه ميكند:
در این متدولوژی همواره در طول پروژه, PV و AC با ارزش افزوده مقايسه ميشوند. يعني با كم كردن آنها از ارزش افزوده, يا پيدا كردن نسبت آنها شاخصهاي عملكرد واريانسها را بدست آوريم. این شاخصها از مهمترین فاکتورهای تکنیک EVMS اند و استفاده از آنها برای تحلیل وضعیت پروژه و پیشبینی آن ضروری است. با استفاده از اين دو شاخص اصلي و ديگر شاخصها ميتوان در هر لحظه وضعيت پروژه را از نظر زمانبندي و هزينه كنترل و يا پيشبيني كرد.
يكي از مشكلات اجراي EVMS اين است كه گفته ميشود هزينهي اجراي آن زياد است و فقط براي سازمانيهاي دولتي مثل وزارت دفاع مناسب است. اما با اجراي درست آن و اصلاحاتي كه در آن صورت ميگيرد, سود حاصل از آن بيشتر از هزينه ي آن ميشود.