این روش تولید شیوهای است مبتني بر حرفه و هنر. يك توليدگر دستي از كارگران بسيار ماهر و ابزارهاي ساده اما انعطافپذير استفاده مينمايد تا دقيقا آنچه را بسازد كه مشتري ميخواهد؛ يعني يك واحد در يك زمان. این محصولات استاندارد خاصی نداشتند و ممکن بود تفاوتهایی میان دو مدل یکسان وجود داشتهباشد. برخي مشخصههاي توليد دستي عبارتند از:
1. توليد محصول طبق سفارش مشتری
2. وجود نيروي كاري ماهر.
3. وجود سازماندهي بسيار غيرمتمركز.
4. به كارگيري ابزارآلات ماشيني چندكاره.
5. حجم بسيار پايين توليد.
6. قيمت بالای محصول
7. انعطاف زياد
8. تقسيم ناچيز در فعاليت ها
از ضعفهاي توليد دستي اين است كه قيمت محصول بالا بوده و در صورت افزايش حجم توليد، قيمت پايين نميآيد. امروزه در مورد ماهوارهها و سفينههاي فضايي كه برجستهترين توليدات دستي هستند همين مشكل به چشم ميخورد. از مشكلات ديگر توليدكنندگان دستي اين است كه معمولا فاقد آن سرمايه مالي و انساني كافي هستند كه به دنبال نوآوريها و پيشرفتهاي اساسي باشند چرا كه پيشرفت واقعي در دانش فني مستلزم تحقيق و پژوهش سازمان يافته است. اما با اين حال محصولات دستي و سفارشي همچنان بازار خود را حفظ كردهاند چرا كه برخي از مشتريان نيازها و سليقههاي خاصي دارند كه فقط اين شيوه توليدي پاسخگوي نيازهاي آنهاست. اما در دهه 1990 براي شركتهاي توليدكننده دستي، تهديد ديگري از جانب شركتهاي توليدكننده ناب، به ويژه شركتهاي ژاپني آغاز شده است و آن تهديد اين است كه توليدگران ناب در تعقيب آن بخشي از بازار هستند كه تاكنون در انحصار توليدگران دستي بوده است. براي مثال، شركت هوندا با اتومبيلهاي ورزشي (NS-x) با بدنه آلومينيومي خود حمله مستقيمي به بازار خودروهاي ورزشي فراري كرده است.
منبع: جيمز ووماك و دانيل تي جونز / كتاب تولید ناب / ترجمه آزاده رادنژاد
به نام خدا
برای شروع تصمیم دارم به بحث درمورد سیستم های ناب بپردازم. کارم رو با یک مقدمه شروع می کنم. متنی که در زیر می بینید درواقع بخش ابتدایی پروژه کارشناسی من با عنوان "طراحی تجهیزات کنار خط تولید در یک خط تولید ناب" است. این مطالب به صورت سریالی در این وبلاگ آورده می شه. امیدوارم که از این مطالب خوشتون بیاد و براتون مفید واقع بشه.
مقدمه
لازمه رقابت در دنياي توليد کنوني بهرهگيري از تمام فنون، ابزارها و ايدههاي جديد و ناب است. در نيمه دوم قرن بيستم، توليدکنندگان جهان با رقبايي جديد مواجه شدند که با نيمي از سرمايه و امکانات لازم، محصولات را با کيفيتي بهتر، تنوعي بيشتر و با قيمتي پايين تر به بازار جهاني عرضه ميکردند.
يکي از اين تکنيکهاي جديد توليد ناب است که برخاسته از صنعت خودروسازي است. باتوجه به اين که صنعت خودرو سازي يک صنعت مادر و به تعبيري «صنعت صنعتها» محسوب ميشود و از طرف ديگر با لحاظ کردن پتانسيلهاي عظيم و اهميت صنعت خودروسازي در زمينه توسعه و اشتغالزايي، اجراي موفق اصول ناب در اين صنعت منجر به افزايش چشمگير توان رقابتي توليد کنندگان داخلي با بهرهگيري از ويژگيهاي توليد ناب در کاهش مداوم هزينهها و قيمتها ميشود که طبعاً به ديگر صنايع نيز سرايت خواهد کرد.
توليد ناب در واقع شيوه توليدي است که ضمن بهکارگيري فوايد توليد انبوه و توليد دستي، با هدف کاهش ضايعات و حذف هر فعاليت بدون ارزش افزوده شکل گرفته است. بر اين مبنا تكنيك ناب با كمك مجموعه ابزارهاي خود ميتواند نقش بنياديني در اصلاح و بهبود فرايندها داشته باشد.
از قرون توليد دستي تا عصر توليد ناب
دو انقلاب در ابتدا و انتهاي قرن بيستم رخ داد؛ انقلاب آغازين همانا ظهور توليد انبوه و پايان عصر توليد دستي بود و انقلاب پاياني ظهور توليد ناب و خاتمه يافتن عصر توليد انبوه است. اكنون جهان در آستانه عصري جديد به سر ميبرد، عصري كه در آن دگرگوني شيوههاي توليد محصولات و ساختههاي بشر چهره زندگي او را يكسره دگرگون خواهد كرد. پس از جنگ جهاني اول هنري فورد و آلفرد اسلون (مدير جنرال موتورز) توليدات صنعتي جهان را از قرون توليد دستي كه شركتهاي اروپايي رواج داده بودند، بدرآوردند و به عصر توليد انبوه كشاندند؛ با ترويج اين شيوه توليد در تمام صنايع، ايالات متحده رهبر جديد شيوههاي توليدي گرديد و صنعت خودروسازي، موتور و قلب تپنده اقتصاد اين كشور شد. در همين راستا، پيتر دراكر در سال 1946 لقب صنعت صنعتها را به صنعت خودروسازي اطلاق كرد. همچنين توليد ناب در سالهاي پاياني جنگ جهاني دوم توسط تايچياوهنو درشركت خودروسازي تويوتا در ژاپن مطرح گرديد. مبحث توليد ناب در سال 1990 توسط جيمز ووماك و همكارانش از دانشگاه MIT در قالب يك كار تحقيقاتي با عنوان ماشيني كه جهان را تغيير داد منتشر گرديد. او و همكارانش، توليد ناب را به عنوان تركيبي از مدل توليد سنتي فورد و مدل كنترل اجتماعي در محيط توليد ژاپني ميشناسند؛ بنابراين بحث توليد ناب و نيز ساير شيوههاي توليدي با صنعت خودروسازي گره خورده است و براي توصيف شيوه توليد ناب نياز به بررسي سه شيوه توليدي بالاست تا با مقايسه آنها تفاوت و امتيازاتشان معلوم گردد. پس ميتوان سه مرحله را در شيوههاي توليد در نظر گرفت:
· توليد دستي[1]
· توليد انبوه[2]
· توليد ناب[3]
برگرفته از جيمز ووماك و دانيل تي جونز / كتاب تولید ناب / ترجمه آزاده رادنژاد
در بخشهاي آتي به تشريح، از اين سه متد توليدي سخن گفته خواهد شد.
امیدوارم که مفید واقع شده باشه. منتژظر نظرات مفید و سازندتون هستم![]()
[1] Craft Production
[2] Mass Production
[3] Lean Production
دیگه روزای آخره. دوران کارشناسی هم با تموم فراز و نشیب هاش، دقدقه هاش، خوبی ها و بدیهاش تموم شد. حالا دیگه جدی جدی میتونن صدات کنن آقا مهندس!!! یک مهندس نه چندان صفر کیلومتر.
امروز با یک دوست عزیزی صحبت می کردم. ایشون به من گفتند که در طول این ۵ سال کم کاری کردی. از فرصت ها به خوبی استفاده نکردی. چرا انگیزه نداشتی؟؟؟...
پیش خودم فقط فکر کرد. ۵ سال درس می خونی، همراه درست با هر مشقتی میشه کار می کنی، جالبه که وقتی از دانشگاه میای بیرون، با ۴ سال سابقه کار، هنوز فکر میکنی که چیزی بلد نیستی، هنوز فکر میکنی صفرکیلومتری. هنوز فکر میکنی که نه درس خوندی، نه کار کردی، به هیچ کدوم نرسیدی. معدلت که پایینه و کارهای هم که نیستی!!! شاید واقعاً کم کاری کردی...
واقعاً مشکل از کجاست؟ چرا این اتفاق، این احساس واسه خیلی از دوستانی که از دانشگاه میا بیرون هر روز تکرار میشه؟ لیسانس میگیری و حس میکنی هنوز یک چیزی کمه. شاید همین علته که آمار متقاضیان فوق لیسانس اینقدر زیاد شده!!! چرا انگیزه ها از بین رفته؟ چرا و چرا و هزار چرای دیگه.
بگذریم. شاید واقعاً ما کم کاری می کنیم.
از امروز دوباره نوشتن رو از سر میگیرم. با سیستم های ناب که نزدیک به ۲ سال در موردشون تحقیق کردم مینویسم. آخرین نوشته های من در مورد سیستم های ناب بر می گرده به سال اول دانشگاه و وبلاگ مهندس مهدی.
شاد و سربلند باشید