به نام خدا
برای شروع تصمیم دارم به بحث درمورد سیستم های ناب بپردازم. کارم رو با یک مقدمه شروع می کنم. متنی که در زیر می بینید درواقع بخش ابتدایی پروژه کارشناسی من با عنوان "طراحی تجهیزات کنار خط تولید در یک خط تولید ناب" است. این مطالب به صورت سریالی در این وبلاگ آورده می شه. امیدوارم که از این مطالب خوشتون بیاد و براتون مفید واقع بشه.
مقدمه
لازمه رقابت در دنياي توليد کنوني بهرهگيري از تمام فنون، ابزارها و ايدههاي جديد و ناب است. در نيمه دوم قرن بيستم، توليدکنندگان جهان با رقبايي جديد مواجه شدند که با نيمي از سرمايه و امکانات لازم، محصولات را با کيفيتي بهتر، تنوعي بيشتر و با قيمتي پايين تر به بازار جهاني عرضه ميکردند.
يکي از اين تکنيکهاي جديد توليد ناب است که برخاسته از صنعت خودروسازي است. باتوجه به اين که صنعت خودرو سازي يک صنعت مادر و به تعبيري «صنعت صنعتها» محسوب ميشود و از طرف ديگر با لحاظ کردن پتانسيلهاي عظيم و اهميت صنعت خودروسازي در زمينه توسعه و اشتغالزايي، اجراي موفق اصول ناب در اين صنعت منجر به افزايش چشمگير توان رقابتي توليد کنندگان داخلي با بهرهگيري از ويژگيهاي توليد ناب در کاهش مداوم هزينهها و قيمتها ميشود که طبعاً به ديگر صنايع نيز سرايت خواهد کرد.
توليد ناب در واقع شيوه توليدي است که ضمن بهکارگيري فوايد توليد انبوه و توليد دستي، با هدف کاهش ضايعات و حذف هر فعاليت بدون ارزش افزوده شکل گرفته است. بر اين مبنا تكنيك ناب با كمك مجموعه ابزارهاي خود ميتواند نقش بنياديني در اصلاح و بهبود فرايندها داشته باشد.
از قرون توليد دستي تا عصر توليد ناب
دو انقلاب در ابتدا و انتهاي قرن بيستم رخ داد؛ انقلاب آغازين همانا ظهور توليد انبوه و پايان عصر توليد دستي بود و انقلاب پاياني ظهور توليد ناب و خاتمه يافتن عصر توليد انبوه است. اكنون جهان در آستانه عصري جديد به سر ميبرد، عصري كه در آن دگرگوني شيوههاي توليد محصولات و ساختههاي بشر چهره زندگي او را يكسره دگرگون خواهد كرد. پس از جنگ جهاني اول هنري فورد و آلفرد اسلون (مدير جنرال موتورز) توليدات صنعتي جهان را از قرون توليد دستي كه شركتهاي اروپايي رواج داده بودند، بدرآوردند و به عصر توليد انبوه كشاندند؛ با ترويج اين شيوه توليد در تمام صنايع، ايالات متحده رهبر جديد شيوههاي توليدي گرديد و صنعت خودروسازي، موتور و قلب تپنده اقتصاد اين كشور شد. در همين راستا، پيتر دراكر در سال 1946 لقب صنعت صنعتها را به صنعت خودروسازي اطلاق كرد. همچنين توليد ناب در سالهاي پاياني جنگ جهاني دوم توسط تايچياوهنو درشركت خودروسازي تويوتا در ژاپن مطرح گرديد. مبحث توليد ناب در سال 1990 توسط جيمز ووماك و همكارانش از دانشگاه MIT در قالب يك كار تحقيقاتي با عنوان ماشيني كه جهان را تغيير داد منتشر گرديد. او و همكارانش، توليد ناب را به عنوان تركيبي از مدل توليد سنتي فورد و مدل كنترل اجتماعي در محيط توليد ژاپني ميشناسند؛ بنابراين بحث توليد ناب و نيز ساير شيوههاي توليدي با صنعت خودروسازي گره خورده است و براي توصيف شيوه توليد ناب نياز به بررسي سه شيوه توليدي بالاست تا با مقايسه آنها تفاوت و امتيازاتشان معلوم گردد. پس ميتوان سه مرحله را در شيوههاي توليد در نظر گرفت:
· توليد دستي[1]
· توليد انبوه[2]
· توليد ناب[3]
برگرفته از جيمز ووماك و دانيل تي جونز / كتاب تولید ناب / ترجمه آزاده رادنژاد
در بخشهاي آتي به تشريح، از اين سه متد توليدي سخن گفته خواهد شد.
امیدوارم که مفید واقع شده باشه. منتژظر نظرات مفید و سازندتون هستم![]()
[1] Craft Production
[2] Mass Production
[3] Lean Production